در عوض واژه هايي كه جامعه شناسان غربي به جاي اين اصطلاح به كار مي برند و معتقدند مفهوم رساتري براي جامعه مجازي به همراه دارد ،‌واژه " سايبر " است كه به معني " واقعيت غير فيزيكي " از آن تعبير مي شود . فضاي سايبر با سايبراسپيس اگر چه واژه جديدي نيست اما در دهه اخير حيات تازه اي يافته است؛كه كمي نگاه ما را به جامعه مجازي واقع بينانه تر مي كند . وقتي مي گوييم واقعيت غير فيزيكي يا فضاي سايبر ، اين مفهوم القا مي شود كه ما با جامعه اي روبرو هستيم كه همه مولفه هاي يك جامعه واقعي را داراست اما به صورت غير فيزيكي و غير ملموس با آن مرتبط مي شويم و با آن در مي آميزيم . محيطي كه بشر تا دو دهه قبل تنها در تخيلاتش با آن روبرو بوده و اكنون به مدد فناوري به واقعيتي تبديل شده كه كه در حافظه هاي رايانه اي و در ميان كابل هاي نوري و امواج راديويي – يا بهتر بگوييم الكترومغناطيسي – در داد و ستد با هزاران رايانه متصل به هم در بستر بزرگراه هاي اطلاعاتي در جريان است و انديشه ها ، ايده ها ، داده ها و تصميمات انساني را پردازش كرده و با سرعت تمام از اين سوي دنيا به آن سو ،‌ارسال و دريافت ميكند . اين فناوري تمامي شئونات جامعه انساني را در خود شبيه سازي كرده و در لايه هاي جامعه واقعي با عنوان جامعه مجازي خود را پنهان و نهادينه ساخته است . به هر حال چون در فارسي در مقابل سايبر به معني واقعيت غير فيزيكي ،‌واژه مجازي به جاي آن به كار برده مي شود و سايبراسپيس را «فضاي مجازي »ترجمه مي كنند .