کتابخانه اسکندریه
سخن در باب تاریخ تشکیل نخستین کتابخانه مبتنی بر حدس و گمان است ، لکن به هر حال قطعی است که پیدایش کتابخانه ها به موازات پیدایش سواد وعلم بوده است. گسترش مجموعه های نوشته ها و کتابخانه ها، به تدریج ودر اوضاع و احوال مساعد صورت گرفت. عناصر اصلی این اوضاع و احوال عبارت بودند از : 1) رواج علم و ادب در میان مردم عادی. 2) رشد کسب و تجارت. 3) پیدایش طبقه نسبتا مرفه که در خانه هایی می زیستند که ثبات و درجه ای از خلوت شخصی را برایشان به ارمغان آورد. 4) فراوانی مواد اولیه تولید کتاب ، اعم از پاپیروس ، پارشمن ، یا کاغذ. این شرایط به درجات گوناگون در یونان ، از قرن پنجم پیش از میلاد ، در امپراتوری رم، و در قسطنطنیه در دوران بیزانس موجود بوده است. در انگلستان این شرایط از قرن پانزدهم شروع به پیدا شدن کرد و در دوران موسوم به بازگشت به طور نهایی مستقر شد.
یونان : نخستین مجموعه ها در یونان باستان به احتمال زیاد در جوار معبدها و زیارتگاه های بزرگ ایجاد شدند. هنر نوشتن دست کم از دوران مینوسی (3000- 1100 ق.م ) در یونان شناخته شده بود، اما رواج نوشتن با الفبا به جای هجا، که در قرن نهم پیش از میلاد رخ داد و تالیف ایلیاد و ادیسه را ممکن ساخت، احتمالا مسیر به وجود آمدن مجموعه های سازمان یافته را نیز باز کرد. دو نویسنده که چندان نیز محل اعتماد نیستند، از وجود دو کتابخانه سلطنتی در قرن ششم پیش از میلاد سخن گفته اند. این دو، آتنایوس و آولوس گلیوس هستند.از قرن چهارم پیش از میلاد شواهد بهتری از وجود کتابخانه ها در یونان در دست است. از جمله کتابخانه آکادمی افلاطون، کتابخانه مکتب اپیکوریان و کتابخانه ارسطو. کتابخانه معروف دیگر در انطاکیه بود . این شهر بعدها مرکز دانشگاهی و تجاری مهمی شد.کتابخانه ای نیز در اسمرنا بود که استرابون به آن اشاره کرده است.کتابخانه های مهم در جهان یونانی مآب ظاهرا در اسکندریه و پرگاموم بودند.
کتابخانه اسکندریه : مشهورترین کتابخانه یونان عصر باستان، بخشی از بنیاد پژوهشی اسکندر در مصر را تشکیل می داد که به نام "موزه" یا "موزه اسکندر" مشهور بود. موزه و کتابخانه اسکندریه را جانشینان بطلمیوس (قرن 3 ق.م.) تاسیس کردند و طی قرن ها حکومت خود بر مصر آن را برپا نگهداشتند. شکل دهی اولیه کتابخانه به همت دیمیتریوس فالروم صورت گرفت که محضر ارسطو را درک کرده بود. وی در سال 297 ق.م. به اسکندریه در آمد و این بنیاد علمی را پایه گذاری کرد. قصد او آن بود که آکادمی ای مانند لیسه آتن و حتی بهتر ار آن، که ارسطو در آن جا درس می داد، در اسکندریه ایجاد کند.
بهترین دوران موزه اسکندریه ، دوران چهار پادشاه اول بطلمیوسی بود. در تاریخ به ندرت پیش آمده که یک خاندان شاهی این چنین مداوم و با دست و دلبازی در آمدهای خود را صرف یک مرکز پژوهشی کنند.دو کتابخانه جنب موزه قرار داشت : یکی کتابخانه اصلی در بروخیوم و دیگری کتابخانه ای در معبد سراپیس که پنجاه سال بعد بطلمیوس سوم آن را تاسیس کرد.در خصوص شمار مجموعه کتابخانه اسکندریه حدس و گمان بسیار است ، اما قطعی است که در کوتاه زمانی از چند صد هزار فراتر رفت.
موزه اسکندریه تا چهار سده بعد دانشمندان را به جذب کرد ، اما بعد از آن دوران درخشانی نداشت.علمای مسیحی و نو افلاطونی مانند فلوطین نیز قاعدتا باید با کتابخانه اسکندریه مانوس بوده باشند. آخرین مشاهیری که با کتابخانه اسکندریه مرتبط بودند یکی تئون ، ریاضی دان قرن چهارم میلادی ، و دیگری دختر مشهور او بود ، که کرسی فلسفه در موزه را داشت.موزه اسکندریه به تدریج شکل جامع (= دانشگاه) های معمولی یونان را به خود گرفت که در آن ها تدریس بیشتر غلبه داشت نه تحقیق.
خود "موزه" در سال 272 در جریان جنگ داخلی در دوران اورلیانوس ویران شده بود. پس ازآن، تدریس قاعدتا باید به سراپیوم منتقل شده باشد که خود دارای کتابخانه بود.سراپیوم را نیز تئوفیلوس، بزرگ کلیسای اسکندریه، در 391 ویران کرد.داستان تخریب کتابخانه به دست مسلمانان و در حمله ایشان به مصر در حدود دو قرن بعد هیچ اعتباری ندارد و قطعا جعلی است.
منبع
خسروی، فریبرز.دائره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی.ج2.تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی،1383: 1451- 1448.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 12:15 توسط فاطمه شعبانی
|
این وبلاگ به منظور اطلاع رسانی در مورد رشته کتابداری و ارائه کردن اطلاعاتی در زمینه ی کتابداری و اطلاع رسانی با تلاش جمعی از دانشجویان دانشگاه پیام نور استان قم طراحی شده است. آدرس ذیل محیطی است جهت تبادل نظر بازدیدکنندگان محترم .